ابو القاسم راز شيرازى
467
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
وصول آن به انسان ، سعى و همّت در تحصيل آن ، بيهودهتر است تا آنچه نصيب اوست . پس اگر همّت بندد در اين دو و سعى نمايد ، حاصلى به جهت او نخواهد بود ، بلكه مىشكند به اين دو ، عقد ايمان شخص ؛ يعنى ضعف در ايمان او بهم مىرسد ؛ چه ، ايمان از امنيّت قلب است و آن ، موقوف بر يقين است ؛ و اين دو عمل ، دليل بر ضعف يقين به حقّ تعالى [ است ] و ايمان را تضعيف مىنمايد ، و حالآنكه شخص ، شاعر نيست كه به اين دو عمل ، ايمان او ضعيف مىشود . پس ادنى مرتبهء توكّل ، قناعت به مقسوم است در وقت خود و ترك تمنّاى معدوم . بعد مىفرمايد : اگر خواهى برخورى به بعضى از شعار متوكّلين - يعنى كسانى كه سزاوار و متحقّق به حقيقت توكّلند - تا آنكه اعتبار و بهرهگيرى از توكّل ايشان ، متمسّك شو به عروهء معرفت اين حكايت كه [ از ] يكى از ائمّهء هدى ص حضرت نقل فرموده - و دور نيست كه منظور ، خود آن حضرت است و « هضما لنفسه » « 64 » اظهار نفرمودهاند - . و خلاصهء حكايت ، اين است كه بعضى از اهل توكّل صادق ، خدمت يكى از ائمّهء دين ص رسيد و سؤال كرد از مسألهء توكّل . حضرت امام ص مشرف بود بر صدق آن سائل در سؤال او ؛ مهلت خواست از سائل - يك ساعت - تا آنكه فقيرى آمد و حضرت امام ، چيزى از جيب درآورد و به آن فقير بذل فرمود ، پس به سائل فرمود : « سؤال كن » ! سائل عرض كرد كه : « با علم من بر قدرت تو در جواب من ، چرا جواب مرا به تأخير انداختى » ؟ حضرت ص فرمود : « تأخير جواب براى آن بود كه توكّل فعلى و معنى توكّل را ، قبل از كلام به تو بنمايم تا آنكه باعث اعتبار تو شود ديدن حقيقت توكّل را در امام خود ؛ و آن ، اين است كه در جيب من دانقى « 65 » بود كه بر آن مطّلع
--> ( 64 ) - براى شكستهنفسى ( 65 ) - دانق ، واحد پولى برابر يك ششم درهم بوده است .